|
آخر ساعت درس يك دانشجوي دوره دكتراي نروژي ، سوالي مطرح كرد: استاد،شما كه از جهان سوم مي آييد،جهان سوم كجاست ؟؟ فقط چند دقيقه به آخر كلاس مانده بود.من در جواب مطلبي را في البداهه گفتم كه روز به روز بيشتر به آن اعتقاد پيدا مي كنم. به آن دانشجو گفتم: جهان سوم جايي است كه هر كس بخواهد مملكتش را آباد كند،خانه اش خراب مي شود و هر كس كه بخواهد خانه اش آباد باشد بايد در تخريب مملكتش بكوشد ... پروفسور محمود حسابی
ای کریمی که بخشنده عطایی و ای حکیمی که پوشنده خطایی و ای صمدی که از ادراک خلق جدایی و ای احدی که در ذات و صفات بی همتایی و ای خالقی که راهنمایی و ای قادری که خدایی را سزایی. جان ما را صفای خود ده و دل ما را هوای خود ده و چشم ما را ضیای خود ده و ما را آن ده که ما را آن به و مگذار به که و مه. شنبه نتایج رو میدن...نمیدونم چی بگم..فقط اون حسی که دارم بیشتر از لحظه ایه که میخواستم کنکور بدم... برای همه بچه های کنکوری دعا میکنم...انشاله همشون به اون چیزی که ته دلشونه برسن ...به امید اینکه هیچکس از نتیجه ای که میگیره ناراضی نباشه... کسایی که میان وبم دعام کنن...
ساعت ۱ شب...حرفهای خود را در این لوح کاغذ می اورم... در حالیکه پر از تشویشم... یک روز مانده به کنکور... 12سال درس خواندن..12سال تلاش برای کسب رتبه های برتر..12سال رنج..همه شان در 4ساعت خلاصه خواهند شد...4 ساعتی که همه زندگیم را رقم میزند...بزرگترین اتفاق در طول زندگیم..حادثه ای که از رخداد آن آگاهم...شاید مثل سایر اتفاقات اگر قابل پیش بینی نبود دلهره ای نداشتم...! نمیدانم چه توصیفی از روز کنکور داشته باشم..فقط میدانم روز کنکور من خواهم بود با یک صندلی فلزی که شماره داوطلبی ام را در بر دارد...تنها اندیشه ام به یک چیز است:" چه خواهد شد؟!! " تا روز کنکور هزار بار مسیر خانه تا حوزه امتحانی را مرور خواهم کرد..کابوس هایی که نیاز به این ندارند که در خواب باشند و من با انکه بیدارم هزاران بار بیدار خواهم شد در حالیکه میدانم در خوابم... دستی نیست که در این جولانگاه افکار افسار گسیخته ام مرا بیرون کشد و همدمی که در این بیقراری ها ثباتم دهد...تنها من هستم و قلمی که مینگارد و تکه کاغذی که سپیدی اش به تیرگی نوشته هایم پناه میدهد... در میان حصاری از کتابها و انبوهی از کاغذها هستم که ۸ ماه شبانه روز مرا مینگریستند و دستانی که مینوشتند و چشمانی که با بیداری بیعت کردند... آخرت چه خواهد شد؟!! تصور این را نمیکردم که چنین در گرداب اندیشه های بیهوده ام غرق شوم..با آنکه میدانم که میدانم ولی افسوس که نمیتوانم این را بدانم... پروردگارا تو میدانی...!یاریم کن در این انبوه تاملات آلوده به آشفتگی که متاثر از غوغای آنم..صبرم ده...! نجره باز است .. باد ملایم شبانگاهیبا آن لطافت همیشگی گونه ام را نوازش میکند و برگهای اطرافم را میجنباند... و من به آینده ها می اندیشم و زندگی که جریان دارد....
داداش راحت نیستی بگم لحاف و تشک بیارن!
حالا هی بزن تو سرت بگو چرا نخوندم
بپوش اون لامصب رو خفم کردی...داغی کنکور به پاش تاثیر گذاشته کنکور در وقت اضافه...
دخترم اصلا عجله نکن...وقت هنوز هست من که نفهمیدم توش چیه...شبیه روغن مایعست...عجب!...میترسه افت دمبه داشته باشه سر جلسه...
الهي ! بيش زماني است كه بر داشتن چنين لحظه اي بيقرارم... مدتهاست كه از تو دور گشته ام و به استنكاف اوامرت نايل...! اكنون كه طالب بازگشتم به تو از عذابت پناه مياورم ! آري... اين بنده گنهكار كه جزگناه و غفلت و ضلالت چيز ديگري پيشه اش نبود و زان سبب ضجرت و اندوه از گذر آن بر كفش ماند و زايل گشت ! به تو پناه مياورم از عداوت كوچكترين معاندت كه بزرگترين ضلالت بر هاجرانت است ! به تو پناه مياورم ، از حصار اماره كه به دست اين ظلم كرده به خويشتن در هم شكست و شكسته و شرمسار از سرگراني و فرومايگي خويش در پيشگاه رحمت و اله كه كسوت تمنا بر تن ميپوشد و عاجزانه چون درختي خشك و بي حاصل خواهان گشايشي از جانب توست...! دستان خواهشگرم به سوي توست ، و آني كه در حين جز تو شنوايي نيست بر آه اين درد گران كه بر بيد لرزان وجود ريشه دوانيد...جز تو بينايي نيست! و بر اين افكار كه آكنده شد از خاطر تو ، چون سرو حصين قد برافراشت، جز توعلامي نيست...! الهي ! جز تو چاره سازي بر اين درد كشيده نيست ، از تو صبر ميخواهم و عقل. از تو ميخواهم در اين درياي مشكلات كه چون تخته پاره اي بي خودانه سيلي خور امواج آنم رهايم نكني...!!! الهي ! با حوادثي كه بر من خواهد گذشت ، با تو بودن را بيش از پيش در خود احساس كنم ، س.غ
تو هيچ دانی که چرا دنيا به آخر نميرسد؟!
چون برای بيداری اين جماعت خوش صورت گرگ صفت،هزار سور اسرفيل هم کم است! ما هنوز اشرف مخلوقاتيم و برترين حيوانات...! آری...! اینجا اگر درنده نباشی دریده میشوی...! لحظه ای به خود اييم... که ما انسانيم....!!!
|
About![]()
اينجــا سـر و كــار ما تنها با دل است.
Home
|